از همه گرمی عشق محتاج این تک شعله ام
پس چرا با یک وزش آشفته حالم میکنی؟
از همه عالم و آدم دل بریدم ، با توام
پس چرا یکباره خود را از دلم کم میکنی؟
من همه عشقم پی سراب تو دویدن است
پس چرا حتی ازین وهم٬دریغم میکنی؟
تو که خود کبوترانه پر زدی تا لانه ام
پس چرا این آشیانه را پر از غم میکنی؟
من که از رنگ نگاهت تا سحر شعر ساختم
پس چرا چنین شبم را رنگ ماتم میکنی ؟
vanda
HOME| EMAIL| POSTS
ME
LinkTitle
Archive
LINK ME
DESIGN BY
RSS